جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
493
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
اين معاهده چهار مادهء اساسى داشت : تزار برعهده گرفته بود كه افغانها را از ايران اخراج و در استقرار شاه طهماسب همراهى كند . در مقابل شاه تعهد نمود كه شهرها و توابع بادكوبه و دربند را با ولايات گيلان و مازندران و استراباد بدولت روس بدهد و همچنين برعهده گرفت كه براى لشكر متعاقب افغانها شتر و آذوقه فراهم سازد و آزادى كامل تجارت بين روسيه و ايران نيز مقرر گرديد . بطوريكه اشاره كردم روسها گيلان را حتى قبل از امضاى معاهده تصرف كرده بودند و توافق راجع به اين ولايت در واقع تأييد وضع موجود بود . اما به نظر نميرسد كه آنها براى اشغال مازندران و استراباد اقدامى كرده باشند و چون در نقاط ديگر سخت گرفتار بودند از تعقيب كردن آن كار مشكوك ، صرفنظر نمودند . در سال 1725 پطر كبير درگذشت و نقشههاى جهانگيرى شرقى او موقتا متروك ماند . در همان سال روسها لاهيجان را كه دومين شهر ولايت بود تصرف كردند ، ولى از آنجا به سمت مشرق جلوتر پيشروى ننمودند . بازيل بتازته تاجر يونانى كه در مورد كلات راجع به سفرنامهء او شرحى نوشتم در موقع اشغال گيلان بوسيلهء روسها در آنجا بود و با ژنرال لواسف فرماندهء لشكر روس در رشت مصاحبه كرد و بالاخره در حدود سال 1734 روسها كه در داخلهء مملكت خود دوچار نقار و تحريكات شده بودند ناگزير متصرفات ساحلى درياى خزر را تخليه كردند و فقط مجاز شدند كه براى ادارهء كار تجارت ابريشم اقامتگاهى در بندر انزلى داشته باشند . اين شرحى بود كه فريزر نوشت . هانواى كه در حدود ده سال بعد از عقبنشينى روسها از گيلان در آنجا بود دليل اصلى بازگشت آنها را هواى موذى و خطرناك آنجا محسوب داشت . گرما و رطوبت گيلان و ميوههاى ناسالم آن ولايت را گورستان روسها ساخته بود و به اين دليل آن امپراتوريس با ابراز شهامت در سال 1734 عقبنشينى قواى روس را تصويب كرد بدون اينكه روسها از اين لشكركشى طرفى بربسته باشند .